تبليغاتX
بازخوانی یک پرونده - گول خرهای رنگی را نخورید!
پایانی  خوش بر انتظار طولانی فارسی زبانان
"سنتوری"، "توفیق اجباری" "کلاهی برای باران"... بدو تموم شد... آی خونه دار و بچه دار، بدو بیا...
دیشب داشتیم خیابان ولی عصر رو قدم می‏کردیم که این صداها رو می‏شنیدیم. در راستای کمک به اهالی سینما و مبارزه با قاچاق ارز! بر هوای نفس غلبه کرده و گفتم بی‏خیال، بعدا نسخة قانونی‏شونو می‏خرم...به خدا داشتم می‏رفتم، ولی صداها نمی‏رفتند و همچنان سی دی ها جلو چشمم دور می‏خوردند، مثل تو تلویزیون!. با خود اندیشه کردم: من که سینما برو نیستم، بالاخره هم این سی‏دی ها رو می‏خرم، حالا چه فرقی می کنه قانونی باشه یا نه؟! بذار این بیچاره ها هم به یه نوایی برسن... رفتم که بگیرم، عیالم گفت: مواظب باش سی‏دی خالی نباشه ها! گفتم نه بابا دیگه اینقدرام بی‏انصاف نیستن. بالاخره سنتوری و توفیق اجباری رو خریدم. شد 2000 تومن. (قابل شما رو نداره اصلا. اینو فروشنده گفت.)
شب رفتیم که فیلما رو ببینیم... کلی خودمو آماده کرده بودم... سی دی 1 سنتوری رو گذاشتم، دیدم ای بابا دستگاه نمی‏خونه. دومین سی‏دی همین طور، رفتم سراغ توفیق اجباری؛ اولیش نمی‏خوند، دومیش بیشتر... گفتم شاید دستگاه مشکل داره؛ گذاشتم توی کامپیوتر... دیدم جادوگر! رایت سی‏دی باز شد... برای هر چهار تا سی‏دی هم، همین جادوگر خوشکله اومد. به عبارت دیگر 4 تا سی‏دی خام خریده بودم یا در اصطلاح فنی، 4 عدد سی دی نپخته به ما قالب فرموده بودند... آخ که چقدر کیف کردم. داشتم روده بر می‏شدم از خنده! با این کارشون به فرهنگ و سینماگران کمک کردند. اگه همین جوری پیش بره دیگه مشکل قاچاق فیلم‏های روی پرده به طور اصولی حل می‏شه!
اینو نوشتم که شما گول این خرهای رنگی رو نخورین. یادم رفت که بگم سی‏دی‏ها جلدهای خوشگلی هم داشتند...

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |