تبليغاتX
بازخوانی یک پرونده
پایانی  خوش بر انتظار طولانی فارسی زبانان
همون طور که در پست قبلی هم ذکر کردم منتظر اطلاع ثانوی نباشید!


http://AndishehOnline.ir
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 7:22 بعد از ظهر |

به دلیل برخی مسائل استراتژیک، درب این وبلاگ را تا اطلاع ثانوی گـِـل گرفتیم.


بنابراین تا همان اطلاع ثانوی هیچ گونه نظری را با آدرس این وبلاگ نخواهم گذاشت.


خدا نگهدار

منتظر اطلاع ثانوی نباشید!

ما رفتیم اینجا بلند بلند فکر کنیم!

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |
پنجشنبه شب گذشته برای نماز به مسجدی رفتم در میدان فلسطین، مسجد امام جعفر صادق (ع). طراحی مسجد بسیار چشم نواز و آرام‏بخش بود. 14 ستون که اطراف آنها با نوشته‏هایی به خط زیبای ثلث تزئین شده بود. سقفی به غایت زیبا که با میله‏های شیشه‏ای و چراغهای متقارن خودنمایی می‏کرد. محرابی با معماری اسلامی و نورپردازی منحصر به فرد با استفاده از لامپهای کم‏مصرف!. جداسازهای بین خانمها و آقایان هم زیبایی خاص خودش رو داشت.


از ظاهر امر که بگذریم موذن خوش صدای مسجد بود که اذان فوق‏العاده‏ای می‏گفت و انسان به وجد می‏آمد. برخلاف بسیاری از مساجد تهران که از اذان تا نماز مدت طولانی‏ای صرف می‏شود، همه چیز به موقع بود و نظم اجرای مراسم ستودنی... از داخل مسجد که بگذریم، سرویسهای بهداشتی بسیار تمیز، که آدم به هوس می‏اومد!، آسانسور، صندلیهایی باکلاس برای نشستن، لیوانهای یکبار مصرف در کنار آبسرد کن و آبجوش برای نوشیدن، مشخصه‏هایی بودند که در کمتر مسجد و یا امام‏زاده‏ای دیده بودم.

 
طراحی داخلی مسجد مرا به یاد شبستان امام خمینی در حرم حضرت معصومه (س) در قم انداخت؛ اگر آنجا را دیده باشید، به جرات می‏توان گفت یکی از شاهکارهای معماری ایرانی را دیده‏اید؛ بسیار باشکوه و دیدنیست.
اینها آثاری است که به نظر من برای آیندگان باستانی خواهد شد!

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 12:12 بعد از ظهر |
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.
بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند ! آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به  همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود:
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!

منبع: ایمیلی از مهدی بکرانی
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 8:54 قبل از ظهر |
سلام،
فرخنده میلاد بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمة زهرا (س) بر همگان، خاصه مادران و نومادران و همة زنان مسلمان مبارک باد.
یک تبریک ویژه هم باید به همسر عزیز و مهربانم بگویم که مدتی است سختیهای اولیة مادر شدن را تحمل می‏کند.
+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 8:10 قبل از ظهر |

کلی از نرم‏افزار آراکس صحبت کردیم، ولی از اصل موضوع که OCR۱ باشه، غافل موندیم. امروز یکی از دوستان عالم به علوم فلسفی و رایانه و ... که خبر تولد آراکس را برایش فرستاده بودم، به من میل زد و گفت: اگر منظورتان نرم‏افزاریست که صحبت فارسی را تبدیل به متن تایپ شده می‏کند که خوب "نویسا" قبلا وجود داشته! و من متوجه شدم که OCR را باید بیشتر توضیح داد.

به تصویر زیر دقت کنید، ببیند کلمة «بازسازی» در آن وجود دارد یا نه؟ با کمی دقت متوجه می‏شوید که در خط ماقبل آخر، این کلمه وجود دارد... خوب حالا ببینید توی این کتاب 160 صفحه‏ای چند بار در مورد «موفقیت» بحث شده است؟... مسلما کار سختی است و احتمالا حدود یکی دو ساعت طول می‏کشد تا متوجه ‏شوید 40 بار از «موفقیت» صحبت شده است... حالا لطفا با استفاده از مطالب این کتاب یک گزارش چند صفحه‏ای در مورد عوامل اصلی موفقیت بنویسید!.. خوب دیگر، باید به صفحه‏کلید متوسل شده و مطالب مورد نظر را یکی یکی با انگشتان مبارک تایپ بفرمایید.

تصویر یک سند نمونه

تا حالا از این جور اتفاقات برایتان افتاده؟ مثلا بخواهید از مطالب یک کتاب، یک نامة اداری، یک مقالة جذاب و یا یک مطلب مجله در جایی مثل وبلاگ، پایان نامه، مقاله و یا آرشیو شخصی استفاده کنید. در چنین مواردی اگر به جای اصل کتاب، فایل متنی، PDF و یا WORD کتاب را در اختیار داشتید، بهتر نبود؟ مثلا جستجوی کلمة موفقیت در تمام کتاب 160 صفحه‏ای چقدر طول می‏کشید؟ به اندازة یک کلیک ماوس!. مشکل اینجاست که غالب اسناد، مجلات و کتابهایی که داریم، به صورت کاغذی‏اند و فایل متنی آنها در دسترس نیست.

یک راه حل: چطور است اسنادی که متن آنها را لازم داریم، به تایپیست داده و فایل متنی آنها را تحویل بگیریم. صفحه‏ای 260 تومان، 10 روزه هم آماده است!... اگر پول و زمان کافی داشته باشید، پیشنهاد خوبیه، ولی تحمل کنید، شاید راههای بهتری هم باشد.

خوشبختانه این موضوع، فقط مشکل من و شما نبوده و انسانهای زیادی در سالیان متمادی درگیر این مشکل بوده‏اند. بالاخره یک دانشمند روسی به نام تيورين در سال 1900 میلادی بحث خواندن خودکار متن را مطرح کرد و وسیله‏ای برای این منظور ساخت. بعدها تلاشهایی برای گسترش این وسیله‏ که به ماشین نویسه‏خوان نوری، OCR، مشهور شد انجام گرفت. اولين ماشين OCR براي خواندن كدهاي پستي ‌دستنويس در سال 1968 در ژاپن ساخته شد و بعدها به ترتیب کشورهای آلمان (1978)، آمریکا (1980) و انگلیس (1982) از ماشین‏های OCR برای خواندن کدهای پستی تایپی استفاده کردند.

یک راه حل بهتر: در حال حاضر نرم‏افزارهای OCR جای ماشینهای مذکور را گرفته‏اند و بهره‏برداری از این سیستم‏ها برای همگان آسان شده است. کار این نرم‏افزارها این است که تصویر سند را به عنوان ورودی گرفته و با تحلیل ساختار آن و پردازش حروف و علائم موجود در آن، متن معادل سند را تولید کرده و به صورت یک فایل متنی، PDF و یا WORD در اختیار قرار می‏دهند. در واقع این نرم‏افزارها، نوعی تایپیست بسیار سریع هستند... این راه‏حل بهتر از راه حل قبلی نیست؟!
فرایند OCR به طور خلاصه
--------------------------------------------------------------------------------
۱. Optical Character Reader/Recognition

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 3:30 بعد از ظهر |